لسان الملك سپهر
2107
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
كه با هيچ جهل و جحد آلوده نشود ، و به ذكرى كه مخلوط نسيان نگردد ، و به محبتى كه محبت ديگر كس را بر من اختيار نكند ، پس چون مرا دوست دارد من او را دوست دارم و ديدهء دلش را روشن كنم و به خاصّان حضرتش شناسائى دهم ، و در تاريكيهاى شب و روشنائيهاى روز با او مسارة « 1 » كنم ، تا از تمامت مخلوق منقطع شود و بشنوانم او را كلام خود و سخن فريشتگان را ، و سرّى را كه از خلق نهفتهام بر او روشن سازم و او را سلب « 2 » عظمت دهم تا خلقش عظيم بشمرند ، و آمرزيده بر زمين همىرود ، و دلش را بينا مىسازم و پوشيده نمىدارم بر او چيزى از بهشت و دوزخ ، و آگاهى مىدهم او را بر آنچه از هول و هيبت محشر بر مردم مىرود ، و آنچه از غنى و فقير و عالم و جاهل به حساب مىرود ، و او را در قبر به آسايش جاى مىدهم ، و فريشتگان نكير و منكر مىفرستم تا سؤال كنند ، و اندوه مرگ و تاريكى قبر و هول فرود شدن را به سراى ديگر از وى برمىگيرم ، و نصب مىكنم از بهر او ميزان حساب و كتابش را به دست راستش مىگذارم تا قرائت كند ، و ترجمانى ميان خود و او مقرّر نمىدارم ، و اين است صفت دوستان من . و ديگر فرمود : يا أحمد اجعل همّك همّا واحدا ، فاجعل لسانك لسانا واحدا ، و اجعل يديك حيالا ، لا تغفل أبدا . من يغفل عنّي لا أبال بأيّ واد هلك . يا أحمد استعمل عقلك قبل أن يذهب ، فمن استعمل عقله لا يخط ، و لا يطغ . يا أحمد لم تدر لأيّ شيء فضّلتك على ساير الأنبياء ؟ قال : اللّهمّ لا . مىفرمايد : اى احمد هم خويش را در طريق حضرت از آلايش كثرات پاكيزه مىكن ، و زبانت را از سقطات « 3 » هفوات « 4 » پرداخته مىدار و بر طريق غفلت مباش ؛ آن كس كه طريق غفلت سپارد ، هر جا به معرض هلاكت درآيد باكى نخواهم داشت . اى احمد عقل خويش را از آن پيش كه از كار شود كار فرماى آن كس كه عقل خويش را كار فرمايد هرگز به سوى خطا و طغيان نگرايد . اى احمد ندانستهاى كه از چه روى ترا از تمامت انبيا برگزيدم ؟ عرض كرد : الهى ندانم . قال : باليقين و حسن الخلق و سخاوة النّفس و رحمة للخلق ، و كذلك أوتاد الأرض لم يكونوا أوتادا إلّا بهذا . يا أحمد إنّ العبد إذا جاع بطنه ، و حفظ لسانه ،
--> ( 1 ) . مسارة : نجوى و گفتگوى در گوشى . ( 2 ) . سلب : لباس . ( 3 ) . سقطات جمع سقطة : لغزش . ( 4 ) . هفوات جمع هفوة : به معنى لغزش است .